محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
162
مناقب مرتضوى ( فارسي )
نايب كردگار حيدر بود * صاحب ذو الفقار حيدر بود مهر و كينش دليل منبر و دار * حلم و خشمش قسيم جنّت و نار منقبت : در اوسط طبرانى و مستدرك حاكم و صواعق محرقه از امّ سلمه - رضى الله عنها - منقول است كه گفت : « كان رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اذا غضب لم يجر احد بكلمة الّا على . » يعنى ، وقتى كه رسول غضبناك مىشد ، دليرى نمىكرد هيچ يكى از مكالمه كند با وى مگر مرتضى على . منقبت : در مصبياح و مشكوة و روضة الاحباب و حبيب السّير و معارج النّبوّة از جابر بن عبد اللّه انصارى مروى است كه : « در محاصرهء طايف رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - با مرتضى على به طريق راز سخنان مىگفت . چون زمان بيان راز به امتداد كشيد ، مردم گفتند : عجب راز دور و درازى است كه با پسر عمّ خود مىگويد . رسول به سراير ضماير مشرف شده فرمود : ما انتجيته و لكن اللّه ما اننتجاه . » يعنى ، من به خود با وى راز نگفتم بلكه اللّه تعالى با وى راز مىفرمود . و از اينجاست كه حكيم سنايى مىگويد : مثنوى : محرم او بود كعبهء جان را * محرم او گشته سرّ يزدان را كاتب نقش خانهء تنزيل * خازن گنجنامهء تأويل رازدار خداى پيغمبر * رازدار پيمبرش حيدر منقبت : در كنز العباد و هداية السّعداء مسطور است كه : « روزى سيّد كاينات - عليه افضل الصّلوات و اكمل التّحيات - پنج مرتبه سجده كرد . اصحاب استفسار نمودند : يا رسول ربّ العالمين ، سبب سجدهات چيست ؟ فرمود : جبرئيل آمده گفت : به درستى كه اللّه تعالى دوست مىدارد على را ، باز سجده كردم . گفت : دوست مىدارد فاطمه را ، باز سجده كردم . گفت : دوست مىدارد حسنين را ؛ ديگر بار سجده كردم . گفت : دوست مىدارد كسانى را كه دوستند ايشان را ؛ ديگر سجده كردم . گفت : دوست مىدارد دوست دوست ايشان را ؛ ديگر سجده كردم . »